خرید بک لینک

از روز ازل مست خدا بود علی(ع)
دلداده و پابست خدا بود علی(ع)
هرچند خدا را نبود دست و زبان
بالله قسم،دست خدا بود علی(ع)

برچسب: دست خدا,دست خدا برسر ماست,دست خدا با جماعت است,دست خدا در آسمان,دست خدا ناسا,دست خدا سپردمت,دست خدا به همرات,دست خدا بالاترین دستهاست,دست خدا شعر,دست خدا قاسمعلی زارعی, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 6:17

ای که در شام دلم،شمع شب تاری بیا... هم فرشته سیرت و خورشید رخساری،بیا... ای که در دشت پر اندوه دل رسوای من با نگاهت دانه های عشق می کاری،بیا... ای که تندیس صفایی...ای که از ایمان پُری ای که از مهر و وفا...از عشق...سرشاری بیا... ای که خاک پای تو،درمان هر درد من است... تا قدم بر روی چشمانم تو بگذاری...بیا... ای که میدانی ندارم بیتو شوق زندگی ای که از حال دل تنگم،خبر داری...بیا... میفروشم جان و دل بر یک نگاه دلکشت... ای فدای آن نگاهت...گر خریداری بیا...

برچسب: شمع شب تارم شوی,شمع شب تار,شمع شب تارم شده,شمع شب تاریکم, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

با بالهای رویا،پر میکشم به سویت... تا بوسه ای بگیرم از خاک پاک کویت... هرشب چو روزه داران،میگردم ای پری رو در آسمان قلبم،دنبال ماه رویت... کی میشود بنوشم ای ساقی گل اندام با شور و شوق و مستی،یک جرعه از سبویت...؟؟! باید کجا بگردم دنبال تو،منی که گم کرده ام دلم را،در سبزه زار مویت...؟! بازآ که قامت من،از غم شکسته بیتو... بازآ که خسته ام من،دیگر ز جستجویت...

برچسب: خسته ام,خسته ام از زندگی,خسته ام خدا,خسته ام از این کویر,خسته ام مثل,خسته ام من جواد یساری,خسته ام از,خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری,خسته ام از دنیا,خسته ام من, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

دل تو ای نگهت پر ز مهر،خانه ی عشق است و هر کلام تو ای مهربان،ترانه ی عشق است... دو چشم پر شررت همچو ماه،چشمه ی نور است... و هر نگاه پر از مهر تو،نشانه ی عشق است تویی تو...ای نفست چون نسیم...،پادشه عشق... و خاک درگه تو،خاک آستانه ی عشق است تویی تویی که نگاه تو پر ز نور امید است... و قلب توست که دریای بیکرانه ی عشق است... تو از قبیله ی عشقی...ز سرزمین وفایی... و خنده های تو لبخند کودکانه ی عشق است... بمان کنار من ای مهربان،بمان تو همیشه که حسّ بودنت احساس شاعرانه ی عشق است...

برچسب: خانه ی عشق,خانه ی عشق کجاست,خانه ي عشق,شعر خانه ی عشق,خونه ی عشق هلن,خونه ی عشق,خونه ی عشق شهرام شب پره,خونه ی عشق امیرحسین,همه جا خانه ی عشق است, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

بین دو راهی مانده ام...یارب پناهم باش هرجا که رفتم،بندگانت راه من بستند... از دست این غمها مرا راه گریزی نیست گویی تمام کوچه های شهر،بن بستند...

برچسب: بن بست اختر,بن بست پرویز صیاد,بن بست,بن بست زندگی کجاست,بن بست زندگی,بن بست حصین,بن بست داریوش,بن بست 13,بن بست به انگلیسی,بن بست حسین ابلیس, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

تو رفته بودی و دل من،بی تو خسته بود

مانند قایقی که ز طوفان شکسته بود...

آنشب به زیر بارش باران بی کسی

مردی کنار ساحل غمها نشسته بود...

برچسب: آنشب که دلی بود,پدر آنشب, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

بیا که با هم از این شهر پر بلا برویم... بیا شویم از این مردمان جدا...برویم... سفر کنیم از این شهر تا...نمیدانم... خودت بگو...که از این شهر غم،کجا برویم... پرنده های مهاجر دوباره در راهند... شویم همسفر این پرنده ها...برویم... چو قاصدک بنشینیم روی دوش نسیم به دوش باد،سبکبال و بی صدا برویم... به سرزمین حقیقت به غیر محنت نیست...!! بیا به شهر پر از شوق قصه ها برویم... اسیر پنجه ی غم،کنج این قفس،تا کی؟! بیا شویم از این میله ها رها برویم... چه ماجرای غریبی است...عشق و رسوایی... بیا بیا که به دنبال ماجرا برویم... کویر خشک برای تو جای ماندن نیست بیا...بیا...گل زیبا...بیا...بیا...برویم

برچسب: بیا برویم کمی قدم بزنیم,بیا برویم روبروی باد شمال,بیا برویم,بیا برویم از این ولایت,بیا برویم رویا ببینیم,بیا برویم رؤیا ببینیم,بیا بریم به مزار,بیا تا برویم بارسلونا,بيا برويم,بيا برويم روبروي باد شمال, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

شب بود و باران بود...من بودم تو بودی... حالم پریشان بود،من بودم تو بودی... آنشب دلم با هر نگاه بیقرار تو چون بید لرزان بود،من بودم تو بودی در ساحل دریای غم،زلف پریشانت با باد رقصان بود،من بودم تو بودی آندم که گفتم راز دل را با تو،چشمانت چون ابر گریان بود،من بودم تو بودی... چشمان تو در آن شب ظلمانی و تاریک چون مه درخشان بود،من بودم تو بودی هرجای ساحل آنشب از جادوی چشمانت آیینه باران بود،من بودم تو بودی... وقتی که رفتی،ماند از من گوشه ی ساحل جسمی که بی جان بود...من بودم تو بودی غمگین من و غمگین تو و غمگین همه عالم... شام غریبان بود...من بودم تو بودی...

برچسب: ستاره من بودم تو آسمان بودی,جوانه من بودم تو باغبان بودی, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

بیا مرا صدا کن ای عشق... نظر به حال ما کن ای عشق میان سوز و ناله هایت برای من دعا کن ای عشق... تو از میان خلق عالم بیا مرا سوا کن ای عشق... مرا از این حصار اندوه به دست خود،رها کن ای عشق... بیا دوباره سینه ام را به عشق،مبتلا کن ای عشق... مس دل مرا طلا کن تو کار کیمیا کن ای عشق... بیا دل شکسته ام را تو خانه ی خدا کن ای عشق... تو درد بی دوای دل را بیا به خود دوا کن ای عشق میان خیل بی وفایان تو لااقل وفا کن ای عشق... نشسته ام به انتظارت بیا مرا صدا کن ای عشق...

برچسب: ای عشق,ای عشق داریوش,آی عشق شاملو,ای عشق من,اي عشق,ای عشق پیدا کن مرا,ای عشق نخستینم,ای عشق پناهگاه پنداشتمت,ای عشق از ماندن بگو,ای عشق منم از تو, نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:59

صفحه بندی